ارتباط خوب بد یعنی چی ؟

هر ارتباط خوب از دو خصوصیت برخوردار است: احساسات خود را آشکارا ابراز می‌کنید و به طرف مقابل هم امکان می‌دهید تا احساسات خود را ابراز نماید. طرز فکر و احساستان را در میان می‌گذارید و سعی می‌کنید که احساس و اندیشه‌ی طرف مقابل خود را درک کنید. طبق این تعریف، نقطه نظرها و احساسات هر دو طرف مهم و ارزشمندند.
درست به همان گونه که ارتباط خوب به مفهوم ابراز وجود و گوش دادن است. ارتباط بد آن چنان ارتباطی است که شخص از طرح آشکار احساسات خودداری می‌کند و به سخنان طرف مقابل گوش نمی‌دهد.
نشانه‌های ارتباط بد:
بحث و جدل و حالت تدافعی گرفتن نشانه‌های ارتباط بد هستند. ممکن است بدون درک احساسات طرف مقابل، در مقام ضدیت با او حرف بزنید. ممکن است این پیام را فرافکن بکنید که «به حرف شما علاقه ندارم. تنها می‌خواهم حرف خودم را زده باشم و اصرار دارم که تو آن را از من بپذیری»
نشانه دیگر ارتباط بد انکار احساسات و به نمایش گذاشتن غیر مستقیم آن‌هاست. ممکن است نیش دار و طعنه آمیز حرف بزنید. این حالت را اصطلاحاً «پرخاشگری انفعالی» می‌نامند.
پرخاشگری پویا هم ارتباط خوبی نیست. فهرست خصوصیات ارتباط بد، در حکم راهنمایی است که هنگام برقراری ارتباط باید از آن پرهیز کنید. این فهرست را به دقت بخوانید.
ممکن است به این نتیجه برسید که از عادات ارتباطی بدی رنج می‌برید. این عادات می‌تواند از شدت ناراحتی‌های شما در برخورد با اشخاص بکاهد.
ویژگیهای ارتباط بد
حقیقت – اصرار می‎کنید که حق با شماست و طرف دیگر اشتباه می‎کند
سرزنش – تقصیر را به گردن طرف مقابل می‎اندازید.
شهادت – مدعی هستید که یک قربانی بی‎گناهید
تحقیر – طرف مقابل را به صرف اینکه مطابق میل شما کار نمی‎کند سرزنش می‎کنید.
توقع – بی‎آنکه خواسته‌ی خویش را مطرح کنید خود را شایسته برخورد بهتر می‎دانید.
درماندگی – تسلیم می‎شوید و روزنه امیدی نمی‎بینید.

انکار – عصبی بودن، رنجیده بودن و اندوه خود را انکار می‎کنید و حال آنکه وضع ظاهر شما درست خلاف آنرا نشان می‎دهد.
پرخاشگری انفعالی – یا حرفی نمی‎زنید یا لحن طنز و تمسخر دارید. درب اتاق را به هم می‎‎کوبید و خارج می‎شوید
سرزنش خویشتن – به جای برخورد با مسئله، طوری رفتار می‎کنید که انگار آدم بد و وحشتناکی هستید
مک کردن – به جای توجه به افسردگی، رنجش یا خشم طرف مقابل می‎خواهید با حل مسئله به او کمک کنید.
طعنه – کلمات یا لحن صدای شما از خصومت یا تنش حکایت دارند که نمی‎خواهید آنرا آشکارا بازگو کنید.
قربانی کردن دیگران – معتقدید که گرفتاری از ناحیه‌ی طرف مقابل شماست و تقصیری متوجه شما نیست.
حالت تدافعی – هر گونه تقصیر خود را کتمان می‎کنید و مدعی می‎شوید که کار شما بی‎اشکال است.
پاتک – به جای تصدیق احساسات طرف مقابل، جواب انتقاد او را با انتقاد می‎دهید.
رد گم کردن – به جای توجه به مسئله از بی‎عدالتی‎های گذشته حرف می‎زنید.
اگر موافقید طرز ارتباط بسیاری از بیمارانم را برایتان شرح دهم. این‌ها اشخاص عادی و احتمالاً مشابه شما هستند. در هر مورد از شما انتظار دارم که درباره‌ی خوب بودن یا بد بودن طرز ارتباط او قضاوت کنید.
سارا ۲۶ ساله است. در رشته حقوق درس می‌خواند. شوهرش، علی، یک جراح است. علی و سارا چند ماه قبل از هم جدا شدند اما سعی دارند که دوباره با هم به سازش برسند. می‌خواهند بدانند آیا باید برای همیشه از هم جدا شوند یا می‌توانند با از میان برداشتن مشکلات خود دوباره با هم زندگی کنند. سارا معتقد است که علی نمی‌تواند احساسات خود را ابراز کند. می‌گوید وقتی علی ناراحت است، به جای طرح مشکل خود، قیافه در هم می‌کشد و حرف های نیش دار می‌زند. از سوی دیگر، علی نیز معتقد است که سارا بیش از اندازه به خانواده اش نزدیک است. می‌گوید که او زن خود محوری است و ریاست طلبی را دوست دارد. می‌گوید خانواده و شغلش را به او ترجیح می‌دهد و در نتیجه احساس می‌کند که شخصی از درجه دوم اهمیت است.
چندی پیش علی برنامه‌ای برای سفر تفریحی تدارک دید؛ اما میان او و زنش بر سر این که آیا به اتفاق بروند یا نروند اختلافی بروز کرد. ابتدا علی می‌خواست که تنها برود و سارا از این تصمیم او رنجید. بعد، علی پذیرفت که به اتفاق سارا برود، اما حالا سارا ترجیح می‌داد مدتی را به تنهایی بگذراند. وقتی سارا به شوهرش اطلاع داد که قصد ندارد. در این سفر او را همراهی کند، علی برآشفته شد و به او گفت «بسیار خوب هیچ مسئله‌‌ای نیست. همین حالا هم همین کار را می‌کنم. ابتدا به صحبت علی توجه کنیم. آیا به نظر شما طرز ارتباط او درست بود؟
به نظر من بد بود زیرا او نه احساسات خود را مطرح ساخت و نه احساسات زنش را تصدیق کرد. با توجه به فهرستی که قبلاً در زمینه‌ی طرز ارتباط خوب و بد خواندید به این نتیجه می‌رسید که او در مقام انکار بود. احتمالاً احساس بی‌اعتنایی کرد و عصبانی شد، اما سعی کرد احساساتش را پنهان کند. می‌توانست بگویدمایوس شدم، از این بابت ناراحتم. به تو علاقمندم و واقعاً می‌خواهم با من بیایی.» به جای این طرز برخورد، علی در مقام نفی و رد سارا برآمد و او را تحقیر کرد. و این با تصویر ذهنی سارا از او، سازگار بود. سارا معتقد بود که علی هنگام عصبانیت سرد و بد اخم می‌شود.
علی هم چنین به احساسات سارا بی‌توجه ماند. چرا تصمیم گرفته که با او نیاید؟ چه احساسی دارد؟ وقتی این سوالات را نمی‌کند، بی مهری و بی‌علاقگی خود نسبت به او را نشان می‌دهد.
حالا به طرز برخورد سارا توجه کنیم. آیا رفتار او نشانه‌ی ارتباط خوب است؟
طرز برخورد سارا هم نشانه‌ای از ارتباط بد است زیرا نه احساسات علی را تصدیق کرده و نه از احساسات خود حرف زده است. به ظاهر کاملاً مشخص است که علی احساس رنجش و عصبانیت دارد. اما ظاهراً سارا به این احساسات او بی‌توجه است. با این رفتار خود محوربه نظر می‌رسد و نشان می‌دهد که علاقه‌ای به علی ندارد. سارا از احساسات خود هم حرف نمی‌زند. تحت تاثیر برخورد علی احساساتش جریحه‌دار شده است. به جای ابراز احساسات خود، سرد و بی‌اعتنا برخورد می‌کند.

انکار احساسات بسیار متداول است. خیلی‌ها نگرانند که اگر احساسات خود را با صراحت مطرح کنند به خطر می‌افتند. به احتمال قوی شما هم از چنین موقعیتی برخوردارید.
سارا می توانست احساسات خود را بازگو کند و در تصدیق احساسات علی حرف بزند. می‌توانست بگوید: «از این که گفتی باید به فکر زندگی خودم باشم بسیار دلگیر و عصبانی هستم. من هنوز به تو علاقمندم و دلم نمی‌خواهد روابطمان برای همیشه از بین برود. اما تو به من می‌گویی که به ادامه‌ی روابطمان امیدوار نباشم. نمی‌دانم آیا از این که با تو همسفر نمی‌شوم ناراحتی؟ ممکن است بگویی تو چه احساسی داری؟» با این طرز برخورد علی از احساس سارا آگاه می‌شود و در عین حال علی را تشویق می‌کند تا احساساتش را با او در میان بگذارد. ارتباط درستی است؛ تحقیری در کار نیست. انکاری در کار نیست و کسی نقش قربانی را هم بازی نمی‌کند.
کتر دیوید برنز

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

توسط
تومان