مثل دانه های قهوه باش

زن جوانی پیش مادر خورد می رود و از مشکلاتش به او می گوید و اینکه از دعوا و مشاجره خسته شده است…
مادرش او را به اشپزخانه برد و بدون اینکه چیزی بگوید سه تا کتری را آب کرد و گذاشت تا بجوشد…
سپس توی اولی هویج و دومی تخم مرغ و سومی دانه های قهوه ریخت…
بعد از بیست دقیقه که آب کاملا جوشیده بود گاز را خاموش کرد و اول هویج هارا در ظرفی ریخت و جلوی دخترش گذاشت سپس تخم مرغ هارا هم درظرفی گذاشت و قهوه راهم در ظرفی ریخت و جلوی دخترش گذاشت…
سپس گفت چه میبینی؟
دختر گفت: هویج_تخم مرغ_قهوه
مادر از او خواست هویج هارا لمس کند و بگوید ک چگونه اند…
او این کار را کرد و گفت:نرمند…
بعد از او خواست تخم مرغ هارا بشکند،بعد از اینکه پوست ان را جدا کرد تخم مرغ سفت شده را دید و در اخر از او خواست قهوه را بچشد…
دختر از مادرش پرسید:مفهوم اینها چیست؟؟؟
مادر گفت: هرسه این موارد در شرایط یکسان بودند،آبِ جوشان؛اما هر کدام عکس العمل متفاوتی نشان دادند…
هویج در ابتدا سخت و محکم بنظر می آمد اما وقتی در آب جوشید نرم شد…
تخم مرغ ک درابتدا شکننده بود و پوسته بیرونی آن از مایع درونی آن محافظت میکرد وقتی در اب جوشان قرار گرف مایع درونی آن سفت و محکم شد،دانه ها قهوه ک یکتا بودند؛بعد از قرار گرفتن در آب جوشان،آب را تغییر دادند…
مادر از دخترش پرسید:تو کدامیک از این مواد هستی؟؟؟
وقتی شرایط بدوسختی پیش می اید تو چگونه عمل میکنی؟؟؟
تو هویج،تخم مرغ یا دانه ها قهوه هستی؟؟؟

به این فکر کن من چه هستم؟؟؟
آیا من هویج هستم ک به نظر محک می ایم اما در سختی ها خم میشوم و مقاومت خود را از دست می دهم؟؟؟

آیا من تخم مرغ هستم که با یک قلب نرم شروع میکند اما با حرارت محکم میشود؟؟؟

یا من دانه های قهوه هستم که آب داغ را تغییر داد؟؟؟

وقتی آب داغ شد آن دانه بوی خوش طعم و دلپذیری را ازاد کرد…
اگر تو مانند دانه های قهوه باشی هرچه شرایط بدتر میشود تو بهتر می شوی و شرایط بدتر می شوند تو بهتر میشوی و شرایط را به نفع خودت تغییر می دهی…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code